محمد عارف اسپناقچى پاشازاده

158

انقلاب الاسلام بين الخواص و العوام ( فارسي )

دياربكر را ترك كرده بودند و مغلولا به احضار آنها فرمان شده بود ، اينك بهرام آقا آنها را آورده ، حاضرند . بعد از احضار و عتاب حكم شد كه مسجون نمايند . لهذا همهء آنها را در زندان معروف به نائب طامى كه واقع در دروازهء قله است ، بوزطغان چاوش آنها را برده ، مسجون نمود . و به اطراف ولايايت غلام فرستاده شد كه شترهاى جبّه خانه را تحرير و احضار نمايند . در شب پانزدهم ، خسوفى كلى واقع شد . منجمين حكم كردند كه يكى از سلاطين عرب مقهور و دولتش منقرض خواهد شد . روز شانزدهم ديوان شد . امر عالى شرف سنوح يافت كه جواب نامهء عبيدخان اوزبيگ را بنگارند . روز هفدهم دستخطى بيرون آمد كه تفنگدار باشى با هزار نفر تفنگدار از شهر بيرون بروند . روز هجدهم امر شد كه آقاى دليران سپاهى نيز با هزار سوار به قره آمد برود . روز نوزدهم ديوان شد . اجازت به مراجعت سفير عبيدخان دادند و مقرر شد كه مستوفى شاهنيجيان به همراه سفير به تركستان برود و همچنين اجازت به سفير شيروان شاه داده شد كه يك دسته غلام او را به حدود گرجستان كه در آن زمان بايبورد بوده ، برسانند و تسليم فرمانفرماى گرجستان نمايند كه او را سالما به شيروان برساند و جواب نامهء عبيدخان و شيروان‌شاه را به تركى نوشته و به صحّه رسانيدند كه ترجمه هر دو از قرار ذيل است . ترجمهء نامهء سلطان سليم كه به عبيدخان اوزبك فرستاده است و الا جناب امارت مآب ، عزت نصاب ، دولت قباب ، رفعت مناب ، سعادت اكتساب ، سيادت انتساب ، ملكى الذات ، ملكى الصفات ، فلكى العزمات ، مالك نواصى الملل ، سالك اقاصى الدول ، ناصب رايات الحشمة الزاهدة على قمّة قبّة الخضراء ، رافع الوية العظمة الباهره على ذروة المجد و الاعتلاء ، باسط الامن و الامان ، ناشر العدل و الاحسان ، المستغنى عن التعريف و التوصيف و البيان ، المختص بصنوف لطايف عواطف الملك المستعان ، جلال الدولة و الدين حضرت اخوّت مرتبت عبيدخان شعر : دام من ولاه فى مجد بهىّ * عمّ من عاداه فى غمّ ردىّ شمامهء طيّبه گلزار قدسى و گلدسته حدايق فردوسى ، يعنى كتاب مشكين نقاب محبّت نمودن و مودّت فزون ، بلاغت نصاب ، فصاحت استيعاب ، نور حدقهء روح و نور حديقهء فتوح و منبى از تعارف ازلى و مبنى بر اتحاد لم يزلى كه مؤكّد قواعد مخالصت و مشيّد مبانى اخلاص و مصادقتست ، آنگاه كه به وساطت سيّد السادات و سند العزّ و السعادات ، مستجمع الخصال الحميده ، سيد محمد بركه - رزقت سلامته - شرف وصول يافت ، به انواع اعزاز و اكرام اقبال نموده : فقلت له اهلا و سهلا و مرحبا * بخير كتاب جاء بخير مرسل به صنوف تحيّات وافيه و الوف تسليمات شافيه كه صحايف صفاى آن بر قوم و داد مرقوم و